355همان تقيهاى كه شيعه قبول دارند داشته و به آن عمل نيز مىكنند و در عين حال شيعه را بر آن سرزنش مىكنند.
و امّا آنچه كه آقاى قفارى گفته است كه: «در كتابهاى اهلسنت از امام جعفر صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود قرآن نه خالق است و نه مخلوق» پاسخ اين كلام همان است كه قبلاً ذكر شد كه كلمه «مخلوق» در اينجا به معنى مختلق است و قرينه آن نيز ذكر شد.
مسأله خمس نيز گرچه ايشان به قصد توهين و تمسخر ذكر كرده است جوابش اين است كه در قديم اكثر قريب به اتفاق علماى شيعه خمس را واجب مىدانسته امّا معتقد به تحليل خمس بودهاند و هرگز خمس از كسى نمىگرفتهاند و تنها در اين دو قرن اخير است كه خمس گرفته مىشود، و آن علمايى كه قبلاً خمس نمىگرفتند نيز معتقد به حادث بودن قرآن بودهاند.
و امّا آنكه ايشان مىگويد مسأله اعتقاد به خلق قرآن از يهود گرفته شده است پاسخش اين است كه در بيان يهود چيزى به اسم مخلوق بودن كلام خدا يافت نشد ولى در ابتداى انجيل يوحنا مسأله قديم بودن كلمه خدا وجود دارد. 1 و همانطور كه معلوم است يوحناى دمشقى كه دشمن مسلمانان بوده است اين مسأله قدم قرآن را در ميان مسلمانان منتشر كرد تا عقيده نصارى را ترويج كند.
و امّا آنكه گفته است: «قدماى شيعه معتقد به قدم قرآن بودهاند ولى متأخرين آنان قائل به مخلوق بودن آن شدند» اين كلام نيز رجم به غيب و خرص و تخمين است، زيرا قدماى شيعه كه كتابهاى آنان در دست است چون سيد مرتضى كه در اواخر قرن 4 و اوائل قرن 5 هجرى بوده است صريحاً مىگويد شيعه معتقد به حدوث قرآن است. 2 شيخ صدوق نيز در قرن چهارم بوده و معتقد به حدوث قرآن بوده است. 3 مرحوم كلينى نيز كه در 329 وفات يافته و متن روايات كافى فتوى و اعتقاد او بوده است احاديثى را نقل كرده