354بنابراين براى حفظ جان خود تقيه كرد و خلاف فتواى خود را نوشت.
ب: وهابيان معتقدند كه بايد قبّه بر قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله را خراب نمايند امّا از ترس شورش مسلمانان فعلاً اين كار را انجام ندادهاند. محمد بن عبدالوهاب مىگويد: «من اگر قدرت پيدا كنم حجره پيامبر را خراب خواهم كرد». 1 ولى در جاى ديگر گفتهاند: «علت آنكه تنها قبّه پيامبر را خراب نكردهاند آن است كه ديدند خراب كردن آن موجب شرّ و فتنه بزرگى مىشود و سبب تفرقه و اختلاف مسلمانان مىگردد». 2 اين چيزى غير از تقيه نيست.
ج: «بعضى از علما مىگويند اگر نهى از منكر موجب افتراق و اختلاف گردد جايز نيست». 3 آقاى ابنباز نيز فتوى داده است كه امر به معروف و نهى از منكر گرچه واجب هستند ولى اگر منجر به منكر بزرگترى شوند جايز نمىباشند مثلاً نهى از شرب خمر اگر موجب قتل شود جايز نيست. 4 تقيهاى كه شيعه به آن معتقد است نيز همين است زيرا مثلاً بهنظر شيعه شستن پا در وضو و مسح ننمودن بر آن منكر است ولى اگر موجب اختلاف و يا كشته شدن گردد بايد اين منكر را مرتكب شد. و ابنجوزى نيز حديثى از امام سجاد عليه السلام نقل كرده كه ترك نهى از منكر جايز نيست مگر موقع تقيه، و به آيه شريفه إِنَّنٰا نَخٰافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنٰا أَوْ أَنْ يَطْغىٰ 5 استناد نموده است. 6د: «ما مىدانيم كه برخى از علماى سابق كه معاصر و يا پيش از شيخ محمد بن عبدالوهاب بودند همان عقايد ابنوهاب را داشتند ولى از ترس جان عقايد خود را ابراز نمىكردند يا از مردم ترس و واهمه داشتند». 7 بنابراين معلوم شد كه وهابيان نيز اعتقاد به