325آرام شود. 1د. خدا چشم دارد؛ امّا اعور (يك چشم و نابينا) نيست. 2ه . خدا بالاى عرش يا بالاى هفت آسمان است. 3و. خداوند، انسان را به صورت خود به طول شصت ذراع آفريد. 4در كتب اهلسنّت، اينگونه احاديث كه بر نسبت جسم بودن و شباهت داشتن خداوند به مخلوق دلالت مىنمايد، متأسفانه فراوان است و وهابيان، چون با استدلال و تفكّر منطقى - فلسفى و حتى با علم كلام مخالفاند، ظواهر اين روايات را كه معمولاً از جهت سند نيز مخدوشاند، به عنوان عقايد و اصول دين خود پذيرفتهاند.
محمد بن على بن سليمان، از علماى بزرگ وهابيان، در پاسخ سؤال از كيفيت نزول خداوند در آخر هر شب از آسمان هفتم به آسمان دنيا مىگويد:
نزول خداوند، نزول حقيقى است و خداوند با هر كيفيتى كه بخواهد، نازل مىشود... . معتزله مىگويند در آخر شب، امر و رحمت خدا نازل مىشود؛ ولى اين صحيح نيست، زيرا اصل، محذوف نبودن كلمۀ «امر» و «رحمت» است و ثانياً، امر و رحمت خداوند، هميشه نازل مىشود. پس آنچه در ثلث آخر شب نازل مىشود، خود خداى متعال است. 5اين شخص عالم نما، شايد هنوز نمىداند كه ثلث آخر شب در هر لحظه و ساعتى از شبانهروز، به يك منطقه از كرۀ زمين اختصاص دارد. پس بايد خداوند، لحظه به لحظه در حركت باشد؛ زيرا هر لحظهاى ثلث آخر شب يك منطقه است!
از اينگونه اوهام در عقايد نويسندۀ ياد شده فراوان است كه به چند نمونه از آنها اشاره مىشود: