323بگويند ما از اين آيات شريف، چيزى نمىفهميم و يا به اجتماع نقيضين پناه آورده، آن را بپذيرند و بگويند كه اين آيات را تأويل نكرده، به ظاهر خود باقى مىگذاريم و نيز جسم بودن خدا را نمىپذيريم. حنبليان از طرفى به آيۀ شريف لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ 1 تمسّك كرده، خدا را شبيه مخلوقات نمىدانند، و از طرفى فرزند احمد بن حنبل، عبداللّٰه، در كتاب السنة و نيز ابنخزيمه در كتاب التوحيد، رواياتى را نقل كردهاند كه هزاران مثل و شبيه و نظير بر خداوند اثبات نمودهاند. 2ولى شيعه با راهنمايى اهلبيت عليهم السلام معتقد است كه آيات متشابه را بايد به محكمات ارجاع داده، همۀ آنها را با يكديگر معنا كرد. از جسم داشتن خداى متعال از امام رضا عليه السلام سؤال شد، آن حضرت در جواب فرمود:
«سبحان من ليس كمثله شىء لا جسم و لاصورة!» 3 منزّه است كه آن هيچ مانندى نه جسمى و نه صورتى ندارد!
و امام صادق عليه السلام فرموده است:
آيا نمىدانند كه هرجسمى محدود است، هر صورتى محدود است و هرچه محدود باشد، قابل كم و زياد شدن است و هرگاه چنين بود، مخلوق خواهد بود؟ 4اين روايت، به خوبى بر مطلبى عقلى دلالت دارد كه: صورت و شكل، از خواصّ اجسام است و هر شكلى به يك يا چند سطح، محدود و متناهى است و آنچه متناهى است، بسيارى از كمالات را نداشته، مخلوق خواهد بود.
حضرت على عليه السلام نيز در خطبۀ «اشباح» نهجالبلاغه، در پاسخ كسى كه سؤال مىكند:
«آيا خداوند را ديدهاى»؟، خطبهاى مفصّل و طولانى بيان مىكند و تمام محتواى اين خطبه آن است كه كسى كه چنين سؤالى مىكند، در واقع، خدا را نشناخته است و چنين كسى، تصوّر صحيحى از خدا ندارد. او چون خدا را مادّى پنداشته، از جسم بودن او