316دانسته است نه جسم مادى «قلت لابى عبداللّٰه عليه السلام : سمعت هشام بن الحكم يروى عنكم انّ اللّٰه تعالى جسم صمدى نورى». 1 و روشن است كه جسم صمدى نورى مجرد از ماده خواهد بود و هيچگونه شباهتى به اجسام مادى نخواهد داشت و اينگونه اعتقادى را تجسيم نمىگويند.
رابعاً در برخى كلمات هشام بن حكم اينگونه آمده است: «انّاللّٰه جسم ليس كمثله شيء» 2 و چنين اعتقادى كفر نيست زيرا اين جسم با هيچ جسمى شباهت ندارد و اين با عقايد مشبّهه كه خداوند را تشبيه به خلق نمودهاند تفاوت دارد. آقاى مادلونگ نيز گفته است: «به عقيده هشام بن حكم خداوند از اوّل در مكان نبود امّا هنگامى كه با حركتى مكان را ايجاد كرد بر آن (عرش) قرار گرفت وى - هشام - مىگفت: خداوند جسمى است نه همچون اجسام ديگر، جسم لا كالاجسام». 3 صاحب جواهر نيز نسبت به هشام بن حكم همين عقيده را دارد و مىگويد: «مجسمه كافر و نجس هستند ولى بايد بين «مجسمه حقيقى» يعنى آنان كه خداوند را جسمى همانند ساير اجسام مىدانند و بين «مجسمه به اسم» يعنى آنان كه مىگويند خداوند جسم است ولى همانند ساير اجسام نيست فرق گذارد. و تنها قسم اوّل است كه كافر مىباشد. و قسم دوم مسلمانند و تنها مجازاً نامى را بر خداوند بهكار بردهاند كه مقصودشان ظاهر آن نيست. و مؤيد اين كلام نسبتى است كه به هشام بن حكم داده شده است كه از بزرگان شيعه است. و سيدمرتضى در شافى فرموده است نسبت تجسيم كه به هشام داده شده است به جهت آن است كه وى مىگفت خداوند جسمى است كه همانند ساير اجسام نيست. و چنين عقيدهاى تشبيه نمىباشد علاوه بر آنكه اكثر علماى شيعه گفتهاند هشام اين كلام را به عنوان نقض كلام معتزله مىگفته است. زيرا معتزله مىگفتند خداوند شيء لا كالاشياء است هشام گفت بنابراين مىتوان گفت «جسم لا كالاجسام». نه آنكه اعتقاد خود او باشد». 4 ضمناً اشعرى نيز از هشام نقل