307توضيح دهد مقصودشان از جرى و تطبيق چيست. ما در اينجا به اندازهاى كه براى بحث خود مفيد مىدانيم به اين مسأله پرداخته و آن را توضيح مىدهيم.
اصل واژه «جرى» از اين روايت گرفته شده است: «عن الفضيل بن يسار قال سألت اباجعفر عليه السلام عن هذه الرواية»: «ما فى القرآن آية الاّ ولها ظهر و بطن، و مافيه حرف الاّ وله حدٌّ و لكلّ حدّ مطلع» ما يعنى بقوله: «لها ظهرو بطن»؟ قال عليه السلام : ظهر و بطنه تأويله، منه ما مضى و منه ما لم يكن بعد، يجرى كما تجرى الشمس والقمر، كلّما جاء منه شيء، قال اللّٰه تعالى وَ مٰا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّٰهُ وَ الرّٰاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ 1 نحن نعلمه». 2كلمه جرى و تطبيق هر دو به يك معنى بهكار مىروند و مقصود آن است كه «آيهاى را بر مورد و مصداقى تطبيق دهيم هرچند آن مصداق خارج از مورد نزول آيه شريفه باشد، و اعتبار نيز موافق با اين جرى و تطبيق است زيرا قرآن كريم به عنوان هدايت بر مردم نازل شده است و اعتقادات و رفتار صحيح را كه بر مردم بيان مىكند اختصاص به زمان خاصى و مردمى خاص ندارد بلكه براى هميشه و براى همگان است، و شأن نزول نيز موجب نمىشود كه حكم منحصر به همان واقعه گردد و با گذشت آن واقعه آن آيه شريفه نيز بگذرد و تمام شود بلكه بيانات قرآن عام بوده و لذا اگر مؤمنى را قرآن مدح كرد يا فاسقى را ذم نمود منحصر بر همان شخص مورد نزول نبوده بلكه هركس آن صفات را دارد آن مدح يا ذم شامل او نيز مىشود». 3بنابراين معلوم است كه تفسير قرآن با بيان جرى و تطبيق تفاوت دارد زيرا:
1- تفسير مربوط به ظهر قرآن است ولى جرى و تطبيق مربوط به بيان مصاديق كه از باطن قرآن بهشمار مىروند.
2- تفسير پرده برداشتن از مفاهيم است و اگر به مصداق توجه كند تنها مصاديق مورد نزول و شأن نزول را بيان مىكند ولى جرى و تطبيق بيان مصاديق زمانهاى ديگر مىباشد.