281و بر فرض كه حديث صحيح و واقعاً از ائمه عليهم السلام صادر شده باشد معناى حديث آن نيست كه آقاى قفارى تو هم كرده است بلكه ملاصالح مازندرانى فرموده است: «خداوند ظلم به ما - اهلبيت عليهم السلام - را ظلم به خود معرفى كرده و فرموده: وَ مٰا ظَلَمُونٰا وَ لٰكِنْ كٰانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ 1 زيرا مجازات ظلم به خودشان برمىگردد، و ولايت ما را نيز ولايت خود معرفى كرده و فرموده: إِنَّمٰا وَلِيُّكُمُ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا 2 يعنى ائمه. پس ظلم به ائمه مجازاً ظلم به خداوند است». 3 علامه مجلسى نيز فرموده «خلطنا بنفسه» يعنى نام ائمه را با نام خود مخلوط كرده ظلم به آنان را ظلم به خود و ولايت آنان را ولايت خود معرفى كرده است. 4 صدرالمتألهين نيز فرموده است: «وقتى كسى از خود فانى شود و خواستهاى جز خواسته خداوند نداشته باشد در اين صورت خواسته خداوند را مىتوان به او نسبت داد». 5به هرحال جمله «و لكن اللّٰه خلطنا بنفسه» صدرش درباره آن است كه ظلم به اهلبيت ظلم به خداوند است، و ذيلش درباره آن است كه ولايت اهلبيت ولايت خداوند است، و عجيب آنكه آقاى قفارى صدر و ذيل حديث را حذف كرده است تا به مقصود خود كه تكفير كردن مسلمانان است برسد.
از آنچه كه گذشت بگذريم حديث ديگرى وجود دارد كه تنها آقاى قفارى به آدرس آن اشاره كرده ولى چيزى از آن را نقل نكرده است تنها مىگويد اين حديث نيز دلالت بر حلول جزء الهى در ائمه عليهم السلام دارد. و آن حديث اين است: «فخلق الكان والمكان و خلق نور الانوار ... و هوالنور الذى خلق منه محمداً و علياً» 6 اين حديث دلالت مىكند بر آنكه خداوند ابتدا نورى را آفريد و پيامبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام را از آن نور آفريد پس آن نور مخلوق خداوند است نه اينكه جزء الهى باشد كه در آنان جارى شده