261آفريده است مثل وَ مٰا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لٰكِنَّ اللّٰهَ رَمىٰ. 1 پس استعمال خالق بر غير خدا جايز است گرچه خالقى حقيقى - حتى هنگام آفريدن ديگر خالقها - خداوند است». 2بنابراين بهنظر شيعه صحيح آن است كه گفته شود ما علل و اسباب طبيعى را قبول داريم ولى اثر و مسبّب را اثر خود آنها نمىدانيم بلكه در واقع اثر خداوند مىدانيم. و از اين جهت فرقى بين فاعل مختار مثل انسان و فاعلهاى طبيعى مثل آتش كه فاعل سوزاندن است يا آب كه فاعل خنك كردن است نيست و اثر همۀ آنها به اراده خداوند و اذن او برگشت مىكند، پس آن اثر را هم مىتوان گفت اثر خداوند است و هم مىتوان به خود آن مؤثر نسبت داد مثل آنكه وقتى يك لامپ برق روشن است هم مىتوان نور را به لامپ نسبت داد و هم مىتوان به نيروگاه برق نسبت داد و هم مىتوان به انسانى كه آن لامپ را روشن كرده است نسبت داد و اينها را فاعليت يا خالقيت و ربوبيت طولى مىگويند كه با يكديگر منافاتى ندارند.
صدرالمتألهين نيز پس از آنكه آيات شريفه أَ فَرَأَيْتُمْ مٰا تَحْرُثُونَ * أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزّٰارِعُونَ ... * أَ فَرَأَيْتُمُ النّٰارَ الَّتِي تُورُونَ * أَ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَهٰا أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِؤُنَ 3 را نقل كرده مىفرمايد: «اين آيات اشاره دارند به آنكه افعالى كه به قوىٰ مؤثره نسبت داده مىشوند مثلاً قوه مصوّره شكل دهنده اعضاء است و آب سبب خنك شدن و آتش سبب سوزانيدن و انسان فاعل اعمال خود است. در واقع اين اعمال از خداوند صادر شده است كه با تأثير خداوند است كه با كمال وحدانيت و فرد بودن او اين اعمال را خداوند انجام داده است. پس هر عملى كه از فاعلى صادر مىشود آن عمل از آن جهت كه از آن فاعل صادر مىشود از خداى متعال صادر شده است همانطور كه هر موجود ممكن الوجودى از جهت وجودى خود شأنى از شؤون خداوند و وجهى از وجوه اوست و لذا هر عملى كه به مبدأ مباشر خود نسبت داده مىشود به خداوند نيز