242شريفه: مٰا فَرَّطْنٰا فِي الْكِتٰابِ مِنْ شَيْءٍ 1 آن است كه حتى اسماء خداوند در ساير زبانها نيز در قرآن كريم آمده است؟!، احتمال دارد مقصود از كتاب در اين آيه شريفه لوح محفوظ باشد و در اين صورت هيچ چيزى نيست كه در آن كتاب نباشد، و اگر مراد قرآن كريم باشد معنايش آن است كه هيچ چيز مربوط به هدايت نيست كه در قرآن نيامده باشد و جواز خواندن خداوند به اسمهاى غيرعربى از بعضى آيات شريفه استفاده مىشود. 2 و تمام آنچه را كه آقاى قفارى ذكر كرده است يا نامهاى خداوند به زبانهاى ديگر است و يا رمز به نامهاى مبارك خدا است.
و امّا پناه بردن به جن مقصود آن است كه: «كسى در كارهاى خود از راه كهانت از جن پناه بطلبد و لذا برخى در تفسير آيه شريفه گفتهاند: «معنى آيه آن است كه مردمى از انسانها به مردهاى ديگرى پناه مىبرند تا از اذيت و شرّ جنيان رهايى يابند» 3 بنابراين علت حرام بودن اين عمل آن است كه به سراغ كاهنان و جادوگران رفتهاند، و سحر و كهانت حرام است. ولى اگر شخصى به انسان ديگرى پناه ببرد و از او استغاثه جويد و معتقد باشد كه موثر اصلى خداوند است و هيچكس و هيچچيزى مستقلاً و در عرض خداوند نمىتواند داراى اثر باشد بلكه تأثير كردن و كمك كردن آنها همه به اذناللّٰه است اين هرگز خلاف توحيد نيست. و روشن است كه جنيان نيز موجوداتى مثل انسانها هستند كه حيات دارند و شعور و اراده داشته و حركتى سريع دارند و مومن و صالح و فاسق و كافر در آنان هست. و همچنان كه مىتوان به يك انسان ديگر گفت كه كمك به ما بكند اگر مسلمانى از يك جنّى كمك بخواهد اين شرك نيست. و يكى از سخنان عجيب آقاى قفارى آن است كه در اينجا فرموده: «استغاثه به شخص غايب از ديدهها شرك اكبر است» گاهى آقاى قفارى ملاك در توحيد و شرك را اين مىداند كه استغاثه به افراد زنده جايز است و به افراد مرده شرك است، و گاهى مىگويد استغاثه به افراد زنده در آنچه قدرت بر آن دارند توحيد است و استغاثه به كسى در آنچه قدرت ندارد شرك است و در