228معبود بودن باشند يا در خلق و رزق شريك خدا باشند يا جزء خدايى در آنان حلول كرده باشد يا متحد با خدا شده باشند يا اينكه آنان علم غيب دارند بدون وحى و الهام از طرف خداوند يا اينكه كسى بگويد معرفت آنان انسان را از هرگونه عبادتى بىنياز مىكند و هرگناهى مجاز مىشود تمام اينها غلو و الحاد و كفر و خروج از دين است و دليل عقلى و نقلى بر آن دلالت دارد. و ائمه عليهم السلام نيز از كسانى كه چنين اعتقاداتى داشتهاند تبرى جسته و حتى امر به قتل آنان كردهاند. و اگر چيزى در روايات به گوش شما خورد كه احتمال اين امور را داشت يا آن احاديث تأويل صحيح دارند و يا اينكه از مجعولات غاليان مىباشند». 1و بهترين حديث در مورد تفويض در تشريع اين است كه مىفرمايد: «ما هرگز طبق رأى و هواى نفس خود چيزى به مردم نمىگوييم كه در اين صورت هلاك مىشويم بلكه ما آنچه از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نزد ما است به مردم مىگوييم كه اينها را از ائمه عليهم السلام پيشين ارث بردهايم». 2 بنابراين آنان هرگز چيزى را از نزد خود و برخلاف حكم خدا و سنت پيامبر نمىگويند.
آيةاللّٰه مصباح يزدى فرموده است: «ولايت تشريعى آن است كه خداوند قانون و امر و نهى مقرر داشته است، و اگر كسى براى خداوند ربوبيت تشريعى قائل نباشد نخستين مرتبه اسلام را فاقد است، زيرا نصاب توحيد كه براى مسلمان بودن ضرورت دارد اعتقاد به توحيد در خالقيت و ربوبيت تكوينى و تشريعى است، ابليس با آنكه خداوند را خالق و ربّ تكوينى مىدانست و به معادهم اعتقاد داشت از ديدگاه قرآن كافر است به دليل انكار ربوبيت تشريعى الهى و سرپيچى از فرمان حق تعالى. خداى متعال در قرآن در مقام ملامت يهوديان و مسيحيان مىگويد: اِتَّخَذُوا أَحْبٰارَهُمْ وَ رُهْبٰانَهُمْ أَرْبٰاباً مِنْ دُونِ اللّٰهِ 3شكى نيست كه نه يهود و نه نصارى بزرگان كنيسه و كليسا را خدا و آفريننده و