227با توجه به آنچه گذشت روشن گرديد كه اگر معناى تفويض در تشريع يا ولايت تشريعى اين باشد كه خداى متعال هيچ حكمى ندارد و احكام شرع را ائمه عليهم السلام از نزد خود جعل مىكنند يا آنكه خداى متعال احكامى دارد ولى ائمه عليهم السلام مىتوانند آن احكام را از نزد خود كم و زياد كنند يا حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام كنند اين چنين اعتقادى باطل و بلكه ضرورى البطلان است. 1 و هيچ شيعه و عاقلى آن را نمىگويد. ولى اگر مقصود آن باشد كه خداوند احكامى را جعل كرده است ولى در يك موارد جزئى، اصل حكم كلى و قانون را خدا جعل كرده ولى بيان حدود و تحديد ضوابط آن را به ائمه عليهم السلام واگذار كرده است در اين صورت اين ولايت تشريعى صحيح است. 2 پس معلوم شد كه قسم سوم تفويض باطل است ولى قسم چهارم آن قابل پذيرفتن است.
شايد بهترين حديثى كه عقيده شيعه را در مورد تفويض در تكوين بيان مىكند اين حديث باشد كه حضرت رضا عليه السلام فرمود خدايا من از كسانى كه گمان مىكنند خلقت و رزق مردم بهدست ما است بيزارى مىجويم، 3 و علامه مجلسى - كه آقاى قفارى معمولاً به كلمات او اعتماد مىكند و مذهب شيعه را دين مجلسى مىنامد نه مذهب اهلبيت عليهم السلام 4- نيز فرموده: «اعتقاد به الوهيت ائمه عليهم السلام يا اينكه آنان شريك خداوند در