222معنى روايات را در آينده پس از ذكر اقسام تفويض ذكر مىكنيم.
4- چون پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله - و نه ائمه عليهم السلام - كاملترين انسان است و هيچ خواستهاى غير از خواسته خداوند ندارد و ارادهاى غير از اراده خداوند ندارد ممكن است خداوند اين اختيار را به او داده باشد كه بعض امور جزئى را در دين - نه تشريع تمام احكام يا تشريع كليات - تشريع نمايد و اين نيز حتماً با وحى و الهام الهى است مثل زياد كردن ركعت سوم و چهارم نماز.
5- تفويض امور مخلوقات از قبيل تعليم و تربيت، سياست، تبليغ احكام و ... و آنكه قرآن فرموده است: مٰا آتٰاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ 1 مراد اينگونه امور است.
6- تفويض بيان علوم و احكام به حسب آنچه كه مصلحت مىدانند، و چون عقل مردم يكسان نيست و همه در يك سطح نيستند بايد براى بعضى ظاهر دين را بگويند و براى برخى باطن آن را، براى بعضى تفسير آيات را بگويند و براى برخى تأويل آيات شريفه را، و براى بعضى طبق تقيه جواب دهند، و براى بعضى بدون تقيه. و مقصود از حديثى كه مىگويد:
«عليكم المسألة و ليس علينا الجواب» 2 كه سؤال كردن بر شما لازم است ولى پاسخ دادن بر ما لازم نيست، همين است يعنى بر ما لازم نيست كه حكماللّٰه واقعى را براى همه مردم بگوييم.
7- تفويض به معنى قضاوت و ولايت، كه حكم خداوند را گفته و آن را در ميان مردم اجراء كنند.
8- تفويض در خرج كردن و به مصرف رساندن بيتالمال كه به چه كسى عطا كنند و به چه شخصى اعطاء نكنند هٰذٰا عَطٰاؤُنٰا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسٰابٍ. 3
آنچه كه ذكر شد اقسام تفويض بود. چهار قسم اخير تفويض حكمشان روشن است و قطعاً پيامبر و ائمه عليهم السلام داراى آنها مىباشند و نيازى به بحث و استدلال نداشته و از آياتى