19نموده است كه مىگويند زمين دور خورشيد مىچرخد. و ما مىدانيم كه با چنين افرادى نمىتوان بحث نمود، كسى كه حتى گفتن «اگر» يا «لو» را حرام مىداند. 1 اينان تنها به نقل اعتماد دارند و لذا هدف ما از نگارش نقد بر كتاب آقاى قفارى نيز اين است كه با مباحث نقلى پاسخ او را داده و با مباحث عقلى ديگران را آگاه كرده كه فريب سخنان آنان را نخورده و گمراه نگردند.
6- يكى از روشهاى آقاى قفارى در كتاب خود آن است كه هرچه را كه عقيده شخصى خود يا وهابيان باشد آن را به عنوان عقيده سلف معرفى كرده و مىگويد اين اجماعى است و هرچه خلاف آن باشد آن را خلاف اجماع معرفى مىكند و چه بسا آقاى قفارى در يك مسأله ادعاى اجماع مسلمانان مىكند در حالى كه مقصود از آن اجماع يك نفر است و خود وهابيان نيز به اين نكته اعتراف دارند، 2 مثلاً آنان قبول دارند كه قريب به اتفاق مسلمانان به زيارت اهل قبور مىروند در عين حال مىگويند به زيارت اهل قبور رفتن به اجماع مسلمانان شرك است. بنابراين در مواردى كه اينان مىگويند اجماع مسلمانان و اتفاق آنها بر چيزى است شايد تنها يك نفر از وهابيان آن چيز را گفته باشد و تمام مسلمانان برخلاف آن باشند، و لذا هرگز اعتمادى به ادعاهاى اجماع مسلمانان كه ايشان مىگويند باقى نمىماند.
به هرحال آنان توحيد را به دلخواه خود تفسير كرده و نسبت كفر و شرك به هركسى كه تفسير آنان را قبول نداشته باشد مىدهند.
7- چون موضوع اين رساله «نقد و بررسى باب دوم از كتاب اصول مذهب الشيعه» است لذا بايد به روش همان كتاب عمل شود و چون در آن كتاب تلفيقى از مباحث عقلى به صورت جدلى و نقلى و بين رشتهاى بوده است اين رساله نيز از همان روش پيروى كرده و بحثهاى كلامى، فلسفى، ادبى، تاريخى، رجالى، حديثى، علوم قرآن، فقهى و حتى كتابشناسى در اين رساله به مناسبت آورده شده و تلفيقى از عقل و نقل است.