18قفارى مملو از توهين، استهزاء، بىادبى و... نسبت به شيعه و مذهب اهل بيت عليهم السلام است.
اين لعن به شيعه گرچه از زمان معاويه شروع شد اما كمكم از بين رفته بود تا آنكه در چهار قرن پيش همزمان با پيدايش وهابيت به وجود آمد يعنى از سال 1157ق. كه شيعيان با خليفه عثمانى توافق كردند كه امام جماعت شيعه نيز در مسجدالحرام همانند ائمه مذهب ديگر نماز اقامه كند و شريف مكه نيز اظهار تمايل به آن نمود ولى وهابيان براى جلوگيرى از اقامه جماعت به روش مذهب جعفرى شروع به لعن شيعيان به صورت علنى بر روى منبر مسجدالحرام نمودند. 1 اما به هر حال ما لعن و سبّ را مناسب بحث ندانسته و معتقديم تنها موجب زيادشدن اختلافات و دورى مسلمانان از يكديگر مىشود.
5- به نظر ما فرورفتن در مباحث كلامى و فلسفى براى كسى كه توانايى آنها را دارد جايز و بلكه خوب است و از اين جهت فرقى بين مردم نيست و اگر حرام است نيز براى همه حرام است اما ابنتيميه بحث كلامى را براى خود جايز و براى پيروان خود حرام مىدانست، 2 اين اختلاف به جهت آن است كه شيعيان طرفدار حضرت على عليه السلام مىباشند كه به شدّت طرفدار بحث و مناظره بوده و اهل سنت خصوصاً وهابيان پيروان عمر هستند كه از بحث و استدلال كاملاً دورى مىكنند. 3 وهابيان چون مخالف مباحث عقلى هستند مىگويند: «ابوبكر و عمر بهترين ايمان را داشتند و از دنيا رفتند در حالى كه نمىدانستند خداوند جوهر است يا عرض در حالى كه جبائى و ابوهاشم اين را مىدانستند و ترجيح با ايمان ابوبكر و عمر است». 4 به همين جهت يكى از مشكلات ما آن است كه با نويسندگانى مواجه هستيم كه از بحث و استدلال كنارهگيرى و آن را حرام مىدانند و نه تنها بر عقل بلكه بر هيچ استدلالى نيز اعتماد ندارند و لذا بنباز كتابى نوشته است به اسم «الأدلة النقلية و الحسية على جريان الشمس و سكون الارض» 5 و حكم به كفر كسانى