181مىشود. در زيارت جامعه كبيره آمده است: «و متقرّب بكم اليه»، امّا بهنظر وهابيان واسطه يعنى الوهيت. مثلاً در آثار آنان آمده است: «واسطه يعنى إله، و معنى لا اله الاّ اللّٰه اين است كه نفى هرگونه واسطهاى مىكند، و هر كس پيامبر يا فرشته يا جنّى را بخواند يا استغاثه به او بجويد و او را واسطه قرار دهد كافر شده و از اسلام خارج گشته است. آنچه را كه اهل شرك امروزى واسطه مىنامند در گذشته به آنها الهه مىگفتهاند». 1 واسطه به اين معنى روشن است كه كفر و شرك است و عجيب است كه آقاى قفارى واسطه بودن را نسبت به انبياء مىپذيرد و نسبت به ائمه انكار مىكند، در حالى كه واسطه به اين معنى مطلقاً شرك است و فرقى بين امام و نبى نيست. امّا واسطه در عقيده شيعه به اين معنى است كه چيزى مؤثر باشد امّا مستقل در تأثير نباشد، مثلاً فرشتگان را واسطه مىدانيم يعنى واسطه در تدبير بوده و به اذن خداوند كار مىكنند. 2 اين واسطه و موثر بودن به اذن خداوند اگر دليل و برهان داشته باشد قابل پذيرفتن است وگرنه خير مثلاً واسطه بودن بت، يا جن يا اعتقاد به ربوبيت يا ابناللّٰه بودن عيسى يا اعتقاد به ربوبيت ائمه اينگونه واسطه بودن حتى اگرچه با اعتقاد به تأثير به اذن اللّٰه باشد غلط است. زيرا ربوبيت آنها دليل ندارد ولى اگر واسطهاى برهان داشته باشد مثلاً كسى معتقد به ربوبيت ائمه نباشد ولى آنان را مقرب عنداللّٰه بداند و بگويد برخى از كارها را آنان مىتوانند به اذن خداوند انجام دهند اين شرك نخواهد بود و هيچگونه صفت خدايى بر آنان قائل نشده است. و روشن است كه وساطت در تبليغ و رساندن امر و نهى الهى هيچگونه اثبات صفت خدايى بر آنان نيست.
و امّا آنكه آقاى قفارى مىگويد: «بهنظر شيعيان دعا قبول نمىشود مگر آنكه به اسماء ائمه باشد» پاسخ آن قبلاً گذشت كه ما مىگوييم خواندن خداوند بدون واسطه صحيح و ممكن است ولى منافاتى ندارد كه خواندن خداوند با واسطه قرار دادن ائمه افضل باشد و زودتر مستجاب شود. همچنانكه اشكالى ندارد گفته شود بعضى از دعاها