177به سخن دعا خوان را بشنود در اين صورت توحيد خواهد بود؟!. و ثانياً اين آيه در مقام آن است كه مىگويد افراد مرده دل يا كافر صفت كه هرگز از سخنان پيامبر پند و موعظه نمىگيرند مثل اموات مىباشند، پس مراد اسماع و شنواندنى است كه اثر در قلب بگذارد كه اين افراد كافر و مرده دل چيزى در دلشان اثر نمىگذارد. و قبلاً گذشت كه هم دليل عقلى و هم نقلى دلالت دارد بر آنكه اشخاصى كه از دنيا مىروند زندهاند و سخنان مردم را مىشنوند، پس مراد اين نيست كه اموات چيزى نمىشنوند بلكه مراد آن است كه مردهدلان، چيزى در آنان اثر نمىگذارد.
و: وَ إِذٰا سَأَلَكَ عِبٰادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدّٰاعِ إِذٰا دَعٰانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي 1 ترجمه: و چون بندگانم درباره من از تو پرسند، همانا من نزديكم، خواندن خواننده را آنگاه كه مرا بخواند پاسخ مىدهم، پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان آورند. برخى از وهابيان گفتهاند با وجود اين آيه شريفه ديگر چه نيازى به توسل و استغاثه به غير خداوند است، و هركس مىتواند بدون واسطه خداوند را بخواند و دعايش مورد استجابت نيز قرار مىگيرد. 2پاسخ: كسى توسل و استغاثه را واجب ندانسته است، خواندن خداوند بدون واسطه ممكن است و هيچ اشكالى ندارد، ولى بحث در اين است كه اولاً استغاثه مشروع است يا خير و ثانياً آيا راه ديگرى غير از دعا كردن و خواندن بدون واسطه وجود دارد يا خير. به نظر ما توسل مشروع و بلكه مستحب است بهدليل إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ 3 كه رفتن به خدمت پيامبر براى آنكه آن حضرت براى مردم دعا كند سبب مغفرت الهى مىشود. علاوه بر آنكه انبياء و ائمه عليهم السلام مجارى فيض الهى هستند و توسل به آنان توسل به خداى متعال مىباشد چون كسى آنان را به عنوان استقلال نمىخواند بلكه به عنوان آنكه مقرّب عنداللّٰه هستند و آنان حاجت كسى را برآورده نمىكنند بلكه وسيله مىشوند كه خداوند حاجت را برآورده سازد. و جواب سؤال دوم