178نيز آن است كه گرچه دعا كردن بىواسطه و بدون توسل و استغاثه به انبياء صحيح است ولى منافاتى ندارد كه راه ديگرى براى رسيدن به مطلوب و حاجت خود وجود داشته باشد كه اين راه بهتر باشد و زودتر نيز به مقصود برساند و زودتر مورد اجابت قرار گيرد، يعنى توسل پيداكردن به آنان كه خداوند آنها را وسيله نزد خود قرار داده است.
ز: دليل ديگر وهابيان تمسك به آيه شريفه إِيّٰاكَ نَعْبُدُ وَ إِيّٰاكَ نَسْتَعِينُ 1 است كه اين آيه شريفه استعانت جستن را منحصر به خداوند كرده است و تنها بايد از او استعانت جست، همچنانكه عبادت و پرستش را نيز منحصر در خداى متعال نموده است.
پاسخ: انحصار در عبادت صحيح است و پرستش غير خداوند حرام است و كسى كه به پيامبر توسل مىجويد پيامبر را پرستش نكرده است زيرا قبلاً بيان شد كه شرط پرستش آن است كه عبادت كننده اعتقاد به ربوبيت والوهيت معبود داشته باشد، و كسى پيامبر را ربّ و اله خود نمىداند.
امّا منحصر كردن استعانت به خداوند صحيح است و هرگز منافاتى با استعانت از اسباب ندارد، زيرا اگر اين اسباب استقلال در تأثير داشته باشند در اين صورت استعانت از آنها منافات با استعانت از خداى متعال دارد و خلاف اين آيه شريفه است. امّا اگر اين اسباب را مستقل ندانيم و بگوييم لامؤثر فىالوجود الاّ اللّٰه در اين صورت استعانت از آنها منافاتى با توحيد در استعانت ندارد و قرآن نيز فرموده است: وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاٰةِ 2 و معلوم است كه صبر و نماز غير از خداوند مىباشند و اين منافاتى با توحيد ندارد، پس ملاك در توحيد و شرك در استعانت، استقلال و عدم استقلال اسباب و معين است. اگر استعانت جوينده عقيده به استقلال معين در اعانه داشته اين شرك خواهد بود ولى اگر معين را موثر به اذن الهى دانست در اين صورت منافاتى با توحيد ندارد. اگر ملاك استقلال در تاثير باشد استعانه به ميت لغو خواهد بود چون روشن است كه ميت هيچ اثرى ندارد ولى اگر تأثير به اذن خداوند باشد با توجه به آنكه پيامبران و شهدا زنده