118اسباب و خلق دارند ... بدان كه شرك را قسم پنجمى است كه عين توحيد و عبادت است و آن عمل كردن به خلاف حكم واقعى است از روى خوف و تقيه، پس به امر خدا اطاعت ظالم و طاغى نمودهاى و اين است معنى آيهاى كه در سوره نور است و مفسّر به زمان قائم عليه السلام است: وَعَدَ اللّٰهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ . .. لاٰ يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً 1 و در دعاى افتتاح نيز بيان كرده كه فرمود:
«ابدله من بعد خوفه آمنا يعبدك لا يشرك بك شيئا» اى لايتقّى احداً، پس اين محض تسميه است به مناسبتى و مشابهتى به آنكه شركى است مذموم». 2قسم پنجم از شرك كه در اين عبارت ذكر شده بود و به يك آيه شريفه و جملهاى از دعاى افتتاح استناد كرده است ظاهراً صحيح نيست زيرا اولاً مقصود از «لايشركون بىشيئاً» به معنى نفى مطلق شرك است يعنى هيچگونه رياء در اعمال آنان وجود ندارد و يا به معنى آن است كه هيچگونه خوفى از غير خداى متعال ندارند، نه آنكه به معنى نفى تقيه باشد. ثانياً هيچكس از مفسرين - در حدّ تتبّع نگارنده - شرك در اين آيه را به معنى تقيه نگرفته است. و ثالثاً تقسيم كردن شرك به شرك مذموم و شرك ممدوح صحيح نيست و بايد گفت شرك با همه اقسام آن هميشه مذموم است. همچنانكه تقسيمى كه براى بدعت برخى ذكر كردهاند و گفتهاند بدعت به تعداد احكام پنجگانه به پنج قسم تقسيم مىشود و برخى از امور را بدعت دانسته ولى بدعت واجب يا مستحب، 3 اين نيز صحيح نيست و بدعت تنها يك قسم دارد و آن هم حرام است و آنچه را آنان بدعت واجب دانستهاند اصلاً بدعت نيست.
7- كمترين مرتبه شرك عبارت است از هرگونه اعتقادى كه برخلاف حق باشد، در روايتى آمده است كه «كمترين درجه شرك آن است كه به سنگريزه بگويى هسته خرما است و هستهاى را بگويى سنگريزه است»، 4 چون معنى اين كلام آن است كه