100صفاتى و افعالى براى آنان ضرورىتر بوده است تا بحث از توحيد عبادى. و به بيان ديگر توحيد در الوهيت عمل جوارحى است و توحيد در ربوبيت عمل جوانحى است و كار قلب مىباشد و چون اعتقادات مربوط به شناخت و باور قلبى است پس توحيد در ربوبيت مقدم است. و لذا اقرار به شهادتين و انجام عبادات وسائل قولى يا جعلى براى ابراز و اظهار عقيده است. و قبلاً گفته شد كه باور قلبى به آنكه عبادت منحصراً بايد براى خداوند باشد و تنها او استحقاق پرستش دارد يك مسأله اعتقادى است و جزء اصول دين است امّا عمل خارجى پرستش مربوط به فروع دين است.
مشركين و توحيد در عبادت
تعدادى از علماى شيعه و تمامى نويسندگان وهابى وقتى به اين مسأله رسيدهاند ادعا كردهاند كه مشركان صدر اسلام توحيد ذاتى و توحيد در ربوبيت را قبول داشتند و به آن معتقد بودند و تنها توحيد در الوهيت يا توحيد عبادى را نداشتند و به برخى از آيات شريفه استدلال كردهاند. 1 آيةاللّٰه بروجردى فرموده است: «مشركان زمان جاهليت هرگز معتقد به خدايان متعدد در عرض واحد نبودهاند بلكه صفات خدايى را تنها براى يك خداوند اثبات مىكردند، و تنها شرك آنان مربوط به عبادت بوده است، زيرا آنان بتهايى را مىپرستيدند و آنها را واسطه بين خود و خداى متعال مىدانستند همانگونه كه خداوند از آنان نقل كرده است كه مىگفتند: «مٰا نَعْبُدُهُمْ إِلاّٰ لِيُقَرِّبُونٰا إِلَى اللّٰهِ زُلْفىٰ» 2اين بتها را تنها براى آنكه ما را به خداوند نزديك كنند پرستش مىكنيم، و كلمه مباركه لا اله الا اللّٰه آمده است تا آنان را از اين عقيده بازداشته و بيان كند كه پرستش مخصوص خداوند متعال است. پس كلمه اخلاص براى اثبات توحيد در عبادت است نه توحيد در