99هم از اين نمد كلاهى ببرند، از مساعدت با فاطمه عليها السلام خوددارى نمايند.
و گويا به همين ملاحظه، فاطمه عليها السلام پس از پايان سخنان ابوبكر به حال اعتراض جلسه را ترك كرد و به خانه رفت؛ زيرا برفرض هم كه باز مطالبى مىگفت پاسخهاى وارونهاى مىشنيد. تا اينجا نقشهها به خوبى عملى شد و احتياج به ايراد نطق ديگرى از طرف خليفه نبود.
ولى باز ابن ابى الحديد، خطبهاى را از خليفه «در همانروز» نقل مىكند كه اگر گفتۀ او باشد، معلوم مىشود خليفه پس از اين موفقيت تصميم گرفته است مخالفان خود را كاملاً مرعوب نموده و روزنۀ استيضاحهاى بعدى را مسدود سازد.
مىگويد: ابوبكر چون خطبۀ فاطمه را شنيد، عصبانى و خشمگين شد و به منبر رفته، گفت: مردم! چرا به سخن هركس گوش مىدهيد.
اگر در زمان پيغمبر اين صحبتها در ميان بوده، هركس شنيده بگويد و هركه حضور داشته حرف بزند او (على) مانند روباهى است كه شاهدش دمش مىباشد. او مردى آشوب طلب است، مىخواهد از نو فتنۀ خوابيده را بيدار