100كند. از ضعفا كمك مىخواهند از زنان يارى مىطلبند. او مانند امّ طحال 1 ناپارسايى را از هرچيز بيشتر دوست مىدارد. من اگر مىخواستم بگويم مىگفتم و اگر مىگفتم اسرار را فاش مىكردم ولى تا وقتى كه با من كارى ندارند ساكتم. 2 ابن ابى الحديد مىافزايد: من وقتى اين كلمات را از نقيب خود جعفربن يحيى بصرى شنيدم، گفتم: ابوبكر به كه گوشه مىزند؟
گفت - گوشه نمىزند پوست كنده مىگويد!
- اگر اينطور واضح بود نمىپرسيدم!
- به علىبن ابىطالب!
- روى همۀ اين پرخاشها به على است!؟
- بله پسرجان پادشاهى است!
- انصار چه گفتند!؟
- اسم على را بردند، ابوبكر ترسيد شورش بهپا شود.
آنها را منع كرد. 3باز ابن ابى الحديد در جاى ديگر كتاب 4 آورده است: