56هميشه، در خانۀ فاطمه زياد توقّف نكرد، بلكه فورى به طرف مسجد رفت. فاطمه عليها السلام فهميد، سبب گرفتگى خاطر پدرش، پرده و دست بندها بوده است، آنها را براى وى فرستاد و پيام داد: دخترت به تو درود مىفرستد و مىگويد:
اينها را در راه خدا نثار كن.
محمد صلى الله عليه و آله از اين اقدام بسيار خشنود شد؛ به طورى كه سه مرتبه گفت: پدرش فداى او باد، آنچه بايد بكند كرد!
از اين حكايت همچنانكه محبت و اطاعت زهرا عليها السلام نسبت به پدرش معلوم شده و مىتوان فهميد كه فاطمه حاضر نبوده است پدرش كوچكترين كدورتى از او و كردارش داشته باشد، اندازۀ مهربانى و مساوات محمد صلى الله عليه و آله نيز با مسلمانان ظاهر مىشود. شايد اين واقعه پس از جنگ احزاب و يا جنگ خيبر رخ داده باشد و شايد در موقعى بوده كه مسلمانان تا حدى از گرسنگى و بيچارگى نجات يافته بودند، ولى با اين همه پيغمبر حاضر نمىشد دخترش به در خانه پرده بياويزد و يا براى خود دستبند بسازد، يا براى فرزندش گوشواره تهيه كند.
چرا؟ شايد بعضى از زنان مسلمان تا اين درجه از تجمّل