57هم محروم باشند، تجملى كه شايد مخارج آن از بيست درهم؛ يعنى يكصد ريال تجاوز نمىكرده است.
در صورتى كه بارها اتفاق مىافتاد، يك يا دو روز در خانۀ على عليه السلام خوردنى يافت نمىشد.
درهر صورت اينجا نمىتوان كردار پيغمبر را نشانۀ بىمهرى وى به دخترش يا به علىبن ابىطالب عليه السلام دانست بلكه با هردرجه محبتى كه محمد صلى الله عليه و آله نسبت به آنها داشت راضى نمىشد، خانوادۀ او با ساير مسلمانان مساوى نباشند و همچنانكه خود گرسنه به سر مىبرد و ديگران را بر خويش مقدم مىداشت، مىخواست اهلبيت او نيز پيروش باشند؛ چنانكه وقتى اتفاق افتاد، اسيرانى براى پيغمبر آورده بودند فاطمه و على عليه السلام پس از مشاوره با يكديگر تصميم گرفتند با پيغمبر مذاكره كنند و براى اينكه از زحمت كارهاى خانه مقدارى بكاهند، اسيرى براى خدمتگزارى بگيرند. فاطمه نزد پدر رفت ولى خجالت كشيد مقصد خود را بيان كند. تا اينكه محمد صلى الله عليه و آله خودش به خانۀ آنها آمد و پس از آنكه مطلب دخترش را فهميد، گفت: آيا نمىخواهيد به شما چيزى ياد دهم كه از خادم بهتر باشد؟ گفتند چرا. آنوقت به آنها آموخت هنگامى كه