47شود و جهيزيهاش از زنان طبقۀ سوم هم كمتر باشد!
ممكناست پاسخ داده شودكه در آن زمان، هنوز اسلام قوت نگرفته و دست و بال پيغمبر و على و مسلمانانِ ديگر خالى بود. درست است كه چنين بود ولى اين پاسخ قطعى نيست؛ زيرا در همان زمان هم اگر محمد صلى الله عليه و آله مايل بود براى دخترش عروسىِ باشكوهى بگيرد، مىتوانست. آرى مىتوانست از مسلمانان ديگر قرض كند و جهيزيۀ مفصلى تهيه نمايد و ميهمانى مجلّلى راه بياندازد ولى او مىخواست پيروان خود را در عمل از ولخرجى و اسراف و تحمّل هزينههاى بيهوده باز دارد.
زن و شوهرى كه مقصودشان زندگى با يكديگر است و نمىخواهند بزرگى و فخر به هم بفروشند و تجمّلِ پدر و مادر را به رخ هم بكشند، همان مقدار جهيزيه لازم دارند كه رفع احتياجشان كند. در چنين عروسىاى نه داماد توقع دارد پدرعروس بهمنظور خودنمايى و دشمن كوركنى خود را زير بار قرض ببرد و خوانچههاى متعدد از منزلش راه بياندازد و نه پدر عروس مىخواهد ثروت خود را به رخ دامادبكشدوبه او بفهماند كه با چه كسى وصلت كرده است!
تنها عروسى فاطمه عليها السلام نبود كه آنگونه ساده برگزار شد،