136
تا موى سرت، سپيد شد از غم دوست
شد كعبهى دل، سياهپوشت زينب
* * *
على موسوى گرمارودى
زينب پاسدار لالهها
مىسوخت چو شمع و پايدارى مىكرد
* * *
احد دهبزرگى
با پاى برهنه
زان فتنۀ خونين كه به بار آمده بود
* * *
حسين اسرافيلى
زينب كه مه برج كمال وادب است
* * *
شكوهى