125 گر دهم شرح سفر، ترسم بيازارم دلت
هرچه گويم باز ماند ناتمام، اين شرح حال
صفا تويسركانى
چون مدينه شد نمايان گفت زينب آمدم اى مدينه! بىكس و بىيار و ياور آمدم