92استدلال:
كسانى كه به عدم جواز عقد فتوا دادهاند به حديثى از پيامبر اسلام(ص)استناد كردهاند كه فرمود:
«لا يُنْكَحُ المحرمُ ولا يُنْكِح ولا يَشْهد.» 1«زن محرم شوهر نمىكند و مرد محرم نيز نكاح نمىكند و شاهد هم واقع نمىشوند.»
و نيز به مقتضاى بعضى از روايات، خواستگارى كردن نيز جايز نيست. «المُحرم لا يخطبُ.» 2 بنابراين اگر عقدى در حال احرام صورت بگيرد باطل خواهد بود، چون شارع مقدّس از چنين عقدى نهى فرموده و نهى هم مقتضى فساد و تحريم است.
و امّا قائلين به جواز، به حديث ابن عباس استناد كردهاند. كه مىگويد:
«اَنَّ رسولالله نَكَحَ ميمونةَ و هو محرمٌ.»
«پيامبر با ميمونه ازدواج كرد، در حالى كه محرم بود.» 3 وليكن اين روايت با آنچه كه از ميمونه نقل شده منافات دارد، ميمونه مىگويد: «رسولالله با من ازدواج كرد در حالى كه احرام نداشت.»
نكات لازم:
الف: به اتفاق جميع فقها غير از حنابله، شخص محرم مىتواند به زن خود كه او را طلاق رجعى داده رجوع كند، وليكن حنابله جايز نمىدانند. 4 و دليل بر جواز قول خداوند متعال است كه فرمود:
«وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذٰلِكَ.» بقره: 227 .
«... و در آن ايّام اگر شوهرانشان قصد اصلاح داشته باشند، به باز گرداندنشان سزاوارترند.»
ب: به فتواى اماميه اگر مرد محرم، زنى را براى خود عقد كند، و بداند كه در حال احرام اجراى صيغه عقد باطل است، به مجرد عقد، آن زن بر او حرام ابدى مىشود، هر چند كه با او آميزش نكرده باشد. ولى اگر جاهل به حرمت باشد حرام نمىشود، گرچه دخول هم كرده باشد.