110 و امّا استصحاب عدم طهارت بدينگونه است: طواف كننده يقين دارد محدث است وليكن بعد از حدث، در طهارت شك مىكند در اينجا بايد استصحاب حالت سابقه; يعنى عدم طهارت بنمايد. و چنانچه بعد از طواف، در طهارت شك نمايد، نبايد به شكّ خود اعتنا كند، و ان شاءالله طوافش صحيح مىباشد و دليل صحّت آن، قاعده فراغ است. به دليل اينكه: يقيناً ذمه مكلف به طواف مشغول بوده، حال كه آنرا انجام داده، شك مىكند كه طهارت داشته يا نه؟ قاعده فراغ، به فراغت ذمّه او حكم مىكند.
شرط دوّم: طهارت بدن و لباس.
كسى كه قصد طواف خانه خدا را دارد بايد لباس و بدنش پاك باشد، چنانچه اين شرط در نماز هم لازم است.
اماميه، شافعيان، مالكيان و حنبليان به اعتبار اين شرط فتوا دادهاند. وليكن حنفيان طهارت بدن و لباس و مكان را، سنّت مؤكّده مىدانند، و لذا به نظر آنها اگر با لباسى كه تمام آن نجس است طواف كند فديهاى بر او واجب نيست.
شرط سوّم: ستر عورت
به اتفاق جميع فقها، كسى كه مىخواهد طواف كند، واجب است عورت خود را بپوشاند، هر چند كسى او را نبيند. بنابراين طواف عريان باطل خواهد بود.
شرط لباس طواف: اماميه براى لباس طواف، شرائطى قائل هستند.
1 پاك و غير غصبى باشد. 2 از اجزاء حيوان غير مأكول اللحم نباشد (يعنى از پشم و پوست حيوانات حرام گوشت تهيّه نشده باشد). 3 از حرير و طلا نباشد، همچنانكه اين شرائط در لباس نمازگزار هم واجب است.
و حتّى بعضى از فقهاى اماميّه مسأله طواف را از نماز سختتر گرفتهاند، بدين معنى: خونى را كه به اندازه يك درهم بغلى باشد، در لباس نمازگزار موجب بطلان نمىدانند ولى وجود همين مقدار را بهنگام طواف جايز نمىدانند.
شرط چهارم: ختنه كردن در مردان
طبق فتواى اماميه كسى كه ختنه نشده، مرد باشد يا كودك، طوافش صحيح نيست. بنابراين اگر بچّهاى را كه ختنه نشده، پس از آنكه سر پرستش او را احرام بست، حال چه خودش طواف كند و يا ولىّ و سرپرست او و يا شخص ديگرى، او را طواف دهد جايز نيست بعد از بلوغ ازدواج كند مگر آنكه عمره مفردهاى انجام دهد. و حتى اگر براى رفع حرمت ازدواج، خودش در صورت امكان، و يا