155جمله شريعت يهود را در صورت عدم نسخ براى مسلمانان حجت مىدانند، و اتفاقاً شيعه و بيشتر شافعيان شريعت پيشين را حجت نمىدانند. 1
بنابراين اگر بنا باشد تشابه برخى از احكام فقهى مذاهب را با فقه يهود، دليل بر نشأت گرفتن آن مذهب از يهود بدانيم، مذاهب غير شيعه و شافعى، اولويت دارند.
بعضى از حماقتهايى كه به شيعه نسبت مىدهند
و باز هم ابن تيميه با استفاده از شايعات انتشار يافته توسط دشمنان شيعه، در بخشى از كتاب «منهاج السنه» حماقتهايى را به شيعه نسبت مىدهد و متأسفانه امروزه نويسندگان افراطى وهابى همين شايعات را در كتابهاى جديد خود نقل مىكنند، بىآنكه كوچكترين تحقيقى در مورد آنها به عمل آورند به عنوان نمونه مىنويسد:
1- بعضى از ايشان توت شامى نمىخورند، در حالى كه بسى بديهى است كه پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم و يارانش از پنيرى كه در سرزمينهاى كفار درست مىشد مىخوردند. 2
* در هيچيك از كتب فقهى شيعه راجع به توت شامى چيزى نيامده، شايد عدهاى توت شامى را دوست نداشتند و نمىخوردند.
2- از استعمال كلمه عشره \ده و يا انجام كارى كه متضمن ده باشد و حتى از ساختن خانه با ده ستون خوددارى مىورزند. و . . . علت اين امر دشمنى روافض با بهترين صحابه پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مىباشد كه ده نفر بودند. و در همين دنيا به آنها وعده بهشت داده شده بود.
كه عبارت بودند از ابوبكر، عمر، عثمان، على، طلحه، زيبر، سعدبن ابى وقاص، سعيد بن زيد، عبدالرحمنبن عوف، و ابوعبيدة بن جراح. حتى اگر به فرض ده نفر در دنيا پيدا شدند كه كافرترين مردم باشند باز هم ترك استعمال واژه ده لازم نيست و جاى بسى تعجب است كه روافض عدد نه را دوست ندارند. 3