39گيرند؛ دشمن هر كه باشد.
در پاسخ به اين گروه مىگويند: دليلى ندارد ما اصول را در حكم يك مجموعه به هم پيوسته بشماريم و از اصل «يا همه يا هيچ» در اينجا پيروى كنيم. اينجا جاى قاعده «الميسور لا يسقط بالمعسور» و «ما لا يدرك كله لا يترك كله » است. سيره و روش شخص اميرالمؤمنين على عليه السلام براى ما بهترين و آموزندهترين درسهاست. ايشان از شعار «يا همه يا هيچ» نيز پيروى نكرد. در شوراى شش نفرى پس از تعيين عثمان به وسيله عبدالرحمان بن عوف، على عليه السلام ، شكايت و هم آمادگى خود را براى همكارى چنين اعلام كرد: «لقد علمتم انى احق الناس بها من غيرى و الله لا سلمن ماسلمت امور المسلمين و لم يكن فيها جور الاعلى خاصه ؛ شما خود مىدانيد من از همه براى خلافت شايستهترم و حال به خدا قسم، مادامى كه كار مسلمين رو به راه باشد و رقيبان من تنها به كنار زدن من قناعت كنند و تنها شخص من مورد ستم واقع شده باشد، مخالفتى نخواهم كرد و تسليم خواهم بود.» 1