208شد به وى گفت: اى ابراهيم! به گناهت اعتراف كن و عبادتهايت را بشناس؛ از اين رو به عرفات ناميده شد چون كه جبرئيل گفت اعتراف كن و معرفت بياب».
عرفات را به دو وجه به اين نام ناميدهاند؛ يا به لحاظ «اعتراف» به گناه، هر چند گناه ابراهيم به معناى خاصى است كه با عصمت آن بزرگوار سازگار است و يا به لحاظ «معرفت» به عبادت است. پس نام عرفات همان معرفت است و عرفات چيزى جز معرفت نيست.
2. وادى شور و عشق: عشق مشوق انسان براى حركت به سوى آسمان است. اين سرزمين انسان را به ياد عاشق دل سوختهاى مىاندازد كه براى اثبات عشق صادقش سر داد. در سرزمين عرفات بايست سوز آتش هجران را تحمل نمود.
3. عرصات قيامت: حاجى در صحراى عرفات ازدحام خلق را مىبيند كه همه يكرنگ و يك لباس به راز و نياز با خدا مشغولند، اينجا محل شريفى است، اينجا سرزمين رحمت و مغفرت است.
مسأله آمرزش گناهان و اميد به رحمت الهى جهت بخشش و آسودگى در قيامت، در حج، نزد كعبه و به خصوص در عرفات كاملاً جدى است. اوج دعا در بيابان عرفات، دعاى نورانى سيدالشهدا(ع) كنار كوه رحمت است. دعا در اين زمان و اين سرزمين قطعاً مستجاب است و گناهان آدمى به حتم مغفور.
سرّ عصر عرفات: رسول خدا(ص) فرمود: