209«فلسفه وقوف در عرفات بعد از عصر اين است كه بعد از عصر ساعتى است كه آدم پروردگار خويش را عصيان كرد و خداوند بر امت من وقوف و گريه و دعا را در بهترين جايگاه واجب گردانيد و اعطاى بهشت آنان را به عهده گرفت. و آن ساعتى كه مردم از عرفات كوچ مىكنند، همان ساعتى كه آدم كلماتى را از خداوند دريافت كرد و توبه نمود. همانا خداوند توبهپذير و مهربان است».
بنابراين سرّ عصر عرفات، عصيان آدم و توبه اوست. انسانهاى گنهكار هم بايد در همين زمان در بهترين مكانهاى روى زمين بايستند و از خدا غفران و بخشش طلب كنند.
بعد از وقوف به عرفات در غروب شب دهم بر حاجى واجب است از عرفات به سوى مشعر افاضه (كوچ) كند و بايد شب دهم را تا طلوع صبح در آنجا بماند و قبل از طلوع آفتاب از وادى محسّر تجاوز نكند، وقوف واجب حج است، اين دومين وقوف در مشعرالحرام مستحباتى هم دارد.
وقوف در مشعرالحرام كه درِ ورود به حرم الهى است اسرارى دارد:
1. شميم رحمت: حاجى با ورود به مشعر اذن دخول به حرم مىخواهد او هم اينك در برابر درهاى رحمت الهى ايستاده است و شميم رحمت و عطوفت الهى را بر گونه خويش احساس مىكند.
2. توشه تقوا: از اسرار مزدلفه، برگرفتن توشه تقوا براى فرداى تنهايى است. در مشعر بايد خود را براى مبارزه با شيطان درون و بيرون