109
عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبٰابِ ) 1؛ از سوى ديگر قرآن عالم تكوين را هم مربوط به عبرت مىداند ( يُقَلِّبُ اللّٰهُ اللَّيْلَ وَ النَّهٰارَ إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصٰارِ ). 2 امدادهاى غيبى هم با عبرت ارتباطى نزديك و تنگاتنگ دارند: ( وَ اللّٰهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشٰاءُ إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصٰارِ ) 3 وقرآن تمامى انسانها را مخاطب قرار داده به آنها مىگويد اهل عبرت باشيد ( فَاعْتَبِرُوا يٰا أُولِي الْأَبْصٰارِ ) 4.
عبرت با عبور، عابر، اعتبار و تعبير همخانواده است. عبور در اصل به معناى تجاوزكردن آب است از جايى به جاى ديگر. 5 عبارت مختص به كلام است از آن جهت كه از دهان و هوا عبور مىكند. اعتبار، انتقال از وضعيت محسوس به نامحسوس است و تعبير نسبتى با رؤيا دارد از آن جهت كه از ظاهر آن عبور كرده به باطنش مىرسيم. خلاصه آنكه عبرت به معناى عبور است. مىتوان گفت كه معناى عبرتگيرى از تاريخ و دنيا بدين معناست كه بايد با ملاحظه آنها به چيز ديگرى انتقال يافت.
انسانها نسبت به دنيا سه گونهاند؛ برخى فقط به دنيا چسبيدهاند و آخرت را رها كردهاند؛ اينان چسبندگان به زمينند: