106
وَ الْمَلاٰئِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ ). 1 گذشته از تمامى موارد پيشگفته يكى از واقعياتى كه قرآن آن را با تأكيد و عنايت بيان مىفرمايد، تسبيح تمامى هستى است: ( يُسَبِّحُ لِلّٰهِ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ... ). 2 البته انسانها به اين واقعيت و حقيقت دست نمىيابند. به تعبير ديگر نيافتن، دليل بر نبودن نيست. هستى همه تسبيح گوى حق است هر چند انسان نفهمد.
به هر تقدير جهان هستى آنگونه كه خدا در قرآن تصوير مىكند و براى انسان معرفى مىنمايد، با جهانى كه ما مىشناسيم، كاملاً متفاوت است. اين وظيفه ماست كه نگاه خود را به هستى تغيير دهيم و بينشى الهى نسبت به عالم بيابيم. چشمها را بشوييم و جهان را جور ديگر ببينيم.
از جمله حقايقى كه رسول خدا(ص) در باب لبيك برملا كرد اينكه زبان هستى، لبيك است. اگر عالم وجود تسبيحگوى حقاند، اگر عالم هستى آيات حق و بنده اويند و اگر جهان بيكران، خاضع و خاشع براى اوست، همه چيز لبيك مىگويند. رسول خدا(ص) فرمود:
«ما من ملب يلبى إلاّ لبّى عن يمينه و شما له من حجر أو شجر أو مدر، حتّى تنقطع الأرض من هاهنا و هاهنا». 3