95پرسيدم مگر قيمتش چند است؟ گفت: پنجاه ريال، ولى اينها مىخواهند بيش از 35 ريال ندهند. نرخِ طواف روى تخت روان را پرسيدم، گفت: از 80 ريال تا 200 ريال، بسته به اينكه شخص تا چه اندازه كوچك و لاغر باشد، يا چاق و سنگين! ديدم اينجا هم سبكبالى به نفع است!
از محلّ سعى عبور كردم كه به صحن مسجد آيم. يكى از رؤساى كشورها كه مهمان بود، با لباس احرام مشغول سعى بود، در حلقهاى از محافظين كلاهقرمز سعودى كه شتابان و عرقريزان، او و همراهانش را همراهى مىكردند و در اين خانۀ امن الهى با حفاظ امنيّتى او را حركت مىدادند و از پس و پيش، مواظب بودند، با لباسهاى گارد و مسلّحانه!
نقطه و پرگار
از انبوه مردم گذشتم و آرام آرام، خود را حلقۀ طواف كنندگان نزديك ساختم و گفتم هفت دور، طوافِ مستحب انجام دهم، به نيّت آنان كه هنگام عزيمت، التماس دعا كرده بودند و يا خواسته بودند از سوى آنان طواف كنم.
زنى در حال طواف، حالش خراب شد، او را روى سكوى حجر اسماعيل نهادند و همانجا جان داد، به همين راحتى! خوشا به حالش كه در طواف و در مطاف، به ديدار خدا شتافت.
صداى «خَشب، خَشب» يا «كيش، كيش» گاهى حواس را پرت