45كنار من نشست. من هم گرم گرفتم. شايد ده سالش مىشد. در نهايت ديدم كه از من مىپرسد: «دلار دارى؟» شگفتا كه بچّۀ كاسب، در مسجد و بين دو نماز هم به فكر كسب و درآمد است. خودكارى را كه در جيبم داشتم و با آن خاطرات يادداشت مىكردم مىخواست به يك ريال بخرد كه گفتم لازمش دارم.
و به فكر رفتم كه افغانيها در اين كشور چه جايگاهى دارند؟ چرا در ميان كسبۀ اطراف حرم، اين همه افغانى است؟ حتّى در برخى ادارات وبويژه مراكز تبليغى وارشادى و حرمين شريفين (و در مدينه بيشتر) افغانيهاى مقيم اين كشور فراوانند. برخىشان هم خود را به دولت واهدافش فروختهاند و دربست، مجرى حرفها و خواستههايند.
از اين رو در حسّاسترين مراكز دينى هم حضورشان را مىيابى.
در بافتِ اجتماعى عربستان، غير عربها هم فراوانند. و بيش از همه فيليپينىها كه در مشاغل مختلف و كارهاى خدماتى و مباشر و خدمتكار و راننده بودن و حتّى بچّهدارى و نگهدارى از خانهها و ...
به وفور از وجودشان استفاده مىشود. چون آدمهاى مورد اعتمادى هستند، در جايگاه خانوادگى عربها هم حسابى «جا» باز كردهاند.
باز هم شب و بازگشت به هتل و شام و استراحت.
ديدار از اماكن
چهارشنبه 74/2/6
با جمعى از دوستان ماشين گرفتيم و پيش از طلوع آفتاب، به