166را دور از غوغاى مادّيتِ مشركان به آن خلوت انس پناه مىبرد و با خدا راز مىگفت. يكى از معدود جاهاى دست نخورده و بكرى كه شاهد حضور رسول خدا و قدمگاه آن پيامبر خاتم است. هر چند مأمورانِ «نهى از معروف»! سعودى چه شفاهى و چه با تابلوهايى كه نصب كردهاند، حجاج را از صعود به كوه نهى مىكنند و مىگويند خود را به زحمت نيفكنيد، بالاى كوه رفتن ثوابى ندارد و سنّت نيست، برويد در مسجدالحرام نماز بخوانيد؛ ولى زائران عاشق، به فتواى عشق، قلّهپيمايى مىكنند، نه طبق دستورالعملهاى رسمى و بخشنامههاى دولتى!
زن و مرد، پير و جوان سينهكش كوه را گرفته بالا مىروند.
خيليها در سپيده دم، حتى پيش از اذان صبح به راه مىافتند تا از نور ماه و خنكى هوا استفاده كنند و به گرما نخورند. رسيدن به قلّۀ كوه، بطور معمول حدود نيم ساعت تا سه ربع طول مىكشد و از قلّه كمى پايينتر كه چند گذرگاه صعبالعبور در پيش است، محلّ غار قرار دارد. البته نه غار، بلكه سرپناهى كه از چندين صخرۀ عظيم به وجود آمده كه سر بر دوش هم نهادهاند و محلّى بصورت غار كوچكى پديد آمده، رو به كعبه، كه يكى دو نفر مىتوانند در آن به عبادت و نماز بايستند. از بالاى غار، بخصوص در شب، روشنايى مسجدالحرام و گلدستهها ديده مىشود. محيطى بوده است دور از دسترس مردم، با راهى دور و دشوار، با خلوتى الهام بخش و ملكوتى و ارتفاعى بسيار، كه رسول خدا را هنگام مناجات و عبادت در خود جاى مىداده است