269مىخواهى مىتوانى در شام، پيش من بمانى و اگر هم نمىخواهى مىتوانى به مدينه بروى.
دستور مىدهم تا مقدمات سفر را برايت آماده كنند».
امام، بازگشت به مدينه را انتخاب مىكند. يزيد دستور مىدهد تا نُعمان بن بَشير به قصر بيايد. 1نعمان بن بشير پيش از ابنزياد، امير كوفه بود. او كسى بود كه وقتى مسلم به كوفه آمد، هيچ واكنش تندى نسبت به مسلم انجام نداد.
آرى! او سياست مسالمتآميزى داشت، امّا يزيد او را بر كنار و به جاى آن ابنزياد را به اميرى كوفه منصوب كرد. نُعمان بعد از بر كنارى از حكومت كوفه، به شام آمده است.
يزيد خطاب به نُعمان مىگويد: «اى نعمان بن بشير! هر چه سريعتر وسايل سفر را آماده كن. تو بايد با عدهاى از سربازان، خاندان حسين را به مدينه برسانى. لباس، غذا، آب و آذوقه و هر چه را كه براى اين سفر نياز هست، تهيه كن». اين سربازان همراه تو مىآيند تا محافظ كاروان باشند. 2يزيد مىترسد كه مردم، دور اين خاندان جمع شوند. اين سربازان بايد همراه كاروان باشند تا مردم شهرها در طول مسير نتوانند با اين خانواده سخنى بگويند.
آرى! بايد هر چه زودتر اين خانواده را به كشور ديگرى انتقال داد. نبايد گذاشت مردم شام بيش از اين با اين خاندان آشنا شوند وگرنه حكومت بنىاُميه براى هميشه نابود خواهد شد.
بايد هر چه زودتر سفر آغاز گردد.
امام رو به يزيد مىكند و مىفرمايد: «اى يزيد، در كربلا وسايل ما را غارت كردهاند، دستور بده تا آنها را به ما برگردانند».
آرى! عصر عاشورا خيمهها را غارت كردند و سپاه كوفه هر چه داخل خيمهها بود را براى خود برداشتند. امّا يزيد پس از جنگ به ابنزياد نامه نوشت و از او خواست تا همۀ وسايلى كه در خيمهها بوده است را به شام بياورند.
يزيد مىخواست اين وسايل را براى خود نگه دارد تا همواره نسل بنىاُميّه به آن افتخار