268مناسبت سه روز در قصر يزيد عزا اعلام مىشود. 1همه جا گريه است و عزادارى! عجيب است كه مجلس عزا در قصر يزيد بر پا مىشود و خود يزيد هم در اين عزا شركت مىكند. زنان بنىاُميه شيون مىكنند و بر سر و سينه مىزنند. 2در همۀ مجلسها، ابنزياد لعنت مىشود. فرياد «واى حسين كشته شد»، در همه جاى قصر يزيد بلند است. يزيدى كه تا ديروز شادى مىكرد و مىرقصيد، امروز در گوشهاى نشسته و عزادار است.
او به همه مىگويد كه خواست خدا اين بود كه حسين به فيض شهادت برسد، خدا ابنزياد را لعنت كند.
مردم! نگاه كنيد، كه يزيد، هميشه ابنزياد را لعنت مىكند! يزيد براى امام حسين عليه السلام مجلس عزا گرفته است و همۀ زنان بنىاُميّه در عزاى او بر سر و سينه مىزنند. يزيد چقدر با خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله مهربان شده است!
تا امام سجّاد عليه السلام نيايد، يزيد لب به غذا نمىزند. مردم، ببينيد يزيد چقدر به فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله احترام مىگذارد. كه بدون او لب به غذا نمىزند. 3آيا مردم شام بار ديگر خام خواهند شد؟ آيا آنها دوباره فريب يزيد را خواهند خورد؟ به هر حال، اكنون زينب و ديگر زنان، اجازه دارند تا براى شهداى خود گريه كنند. در طول اين سفر هر گاه مىخواستند گريه كنند، سربازان به آنها تازيانه مىزدند. 4
يزيد مىداند كه ماندن اسيران در شام ديگر به صلاح او نيست. هر چه آنها بيشتر بمانند، خطر بيشترى حكومت او را تهديد مىكند. اكنون بايد آنها را از شام دور كرد و به مدينه فرستاد.
بنابراين، امام سجّاد عليه السلام را به حضور مىطلبد و به او مىگويد: «اى فرزند حسين! اگر