110حبيب به سوى خيمۀ امام مىرود. او تنها رفته است و اكنون تنها برمىگردد. غم و غصه را در چهرۀ حبيب مىتوان ديد. امّا امام با روى باز از او استقبال مىكند و در جواب او خداوند را حمد و ستايش مىنمايد. 1امام به حبيب مىگويد كه بايد خدا را شكر كنى كه قبيلهات به وظيفۀ خود عمل كردهاند.
آنها دعوت ما را اجابت كردند و هر آنچه از دستشان برمىآمد، انجام دادند و اين جاى شكر دارد. اكنون كه به وظيفهات عمل كردى راضى باش و شكرگزار.