351گشادگيى است و اين است كه در شعر امرىء القيس است.
بِرْك: به كسر باء موحده واديى است محاذى شواحط در ناحيۀ سَوارقيه و ثنيه مُبرك را نيز برك مىگويند.
بركة: به كسر باى موحده محل برآمدن عين ازرق است.
برمة 1: به كسر با نزديك است به بَلاكث ميان خيبر و وادى القرا و در آنجا چشمهها و نخلستان است و آن را ذوالبيضه نيز گويند.
برود 2: به فتح با و ضم را، موضعى است ميان طرف [130 - آ] ملل و طرف اشعر و موضع ديگر است در طرف حرۀ نار كه آن را نيز به اين نام خوانند.
بزواء: به راى معجمه بر وزن حلوا بلدهاى است سفيد، بلندتر از ساحل بحر ميان جار و وَدّان و غيقه گرمترين بلاد است.
بُضيع: به ضم با و فتح ضاد معجمه به صيغۀ تصغير در يسار جار است پايينتر 3 از عين غفار، چنان كه ياقوت گفته و ظاهراً كه همان است كه در حرف نون خواهد آمد.
بطحاء: سيل طرف عَطَم شامى و پس صلصلين به آنجا مىريزد و آن وادى آن سيل را از ميان دو كوه به وادى عقيق مىريزد.
بُطْحان: به ضم و سكون و به قولى به فتح اول و كسر ثانى و به قولى به فتح اول و سكون ثانى در اوديه مذكور شد.
بطن نخل: 4 دو روز راه است از مدينۀ شريفه ميان او و مدينه است طرف كه خواهد مذكور شد.
بعاث: به حركات ثلاث و بعضى ديگر گفتهاند كه به ضم است و پس و به عين مهمله و در آخر ياى مثلثه و بعضى به عين معجمه نيز گفتهاند و بعضى ديگر معجمه را بر تصحيف حمل كردهاند موضعى است بلندتر از قورى و گويند حصنى است يا مزرعهاى در