315
بئرالعهن
العهن به كسر عين مهمله و سكون ها به معنى پشم رنگين.
بعضى گفتهاند كه اين بئر در عاليه است يعنى بالاى مدينه يعنى قبا و حوالى آن و در آنجا زراعت مىكنند و در نزد او سدره [117 - ب] اى است و بعضى ديگر گفتهاند كه اين بئر معروف است در حوالى مدينه و آبش خوش است و منقور است در كوه، بعضى ديگر گفتهاند آن سدره امروز مقطوع است.
صاحب تاريخ مىگويد: بعد از تأمل به من چنان ظاهر شد كه اين بئر العهن همان چاهى است كه مسمّاست به بئر يسيره كه بعد از اين خواهد آمد.
بئر غرس
غرس به ضم معجمه و سكون مهمله. بعضى گفتهاند به فتح و سكون است و بعضى ديگر به تحريك بر وزن شجر ضبط كردهاند و بئر اغرس نيز گويند و اين بئر در شرقى مسجد قباست، مايل به شمال مقدار نصف ميل دورتر از مسجد. مروى شده است كه از آب آن براى پيغامبر - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - مىبردهاند. از انس - رضىاللّٰه عنه - مروى شده كه گفته: آب بياريد براى من از بئر غرس كه ديدم رسول را - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - كه از او آب مىخورد و وضو مىساخت.
از اميرالمؤمنين على - عليهالسلام - مروى شده كه گفت: پيغامبر - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - فرموده كه هر گاه كه من بميرم غسل كنيد مرا به هفت مشك آب از چاه من، چاه غرس و حال آنكه اين چاه در قبا بود و رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - از آن چاه آب مىخورد و اين معنى از طرق متعدده وارد شده است.
در حديثى آمده كه پيغامبر - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - وضو ساخت از چاه غرس و بقيۀ آب وضوى خود را در آن چاه ريخت؛ و در حديثى ديگر است كه پيغامبر - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - گفت كه ديدم امشب كه بر سرچاهى شدم از جنّت، پس صباح آن سرور، بئر غرس آمده از آن چاه وضو ساخت و آب دهان مبارك در آن انداخت و عسلى به هديه آوردند آن را در آن چاه ريخت و اين چاه مبارك را [118 - آ] بعد از خرابى، خواجه حسين