313آمده و در خانۀ عجوزى نماز كرد و بعد از آن در مسجد بنى خطمه 1 نمازگزارد و بعد از آن به جانب چاه ايشان كه ذرع نام داشت گذشت و بر سر چوب چاه نشسته وضو ساخت و آب دهان مبارك در آن انداخت. وضو ساختن و آب دهان مبارك انداختن، از طرق متعدد مروى شده، ليكن معروف نيست و اما آثار قريۀ بنى خطمه 2 در قرب ماجشونيه است.
بئر رُومه
رومه به ضم راء مهمله، به همزۀ بعد از راء نيز گفتهاند. در [116 - ب] حديث است كه چه خوب چاهى است چاه مزنى، بخر آن را يا عثمان و تصدق نماى به آن و ايضاً در حديث ديگر است كه چه خوب حفيرهاى است حفيرۀ مزنى، يعنى بئر رومه. چون عثمان آن را شنيد نصف آن را به صد شتر جوان خريد و تصدق نمود. پس مردم از آن چاه آب مىگرفتند، چون صاحبش آن را ديد و دانست كه آن چنان كه بود نماند نصف ديگر را به چيز اندك به عثمان فروخت، پس او جميع آن را در راه حق تصدّق نمود. در باب رومه و وعدۀ پيغامبر - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - كسى را كه آن را بخرد و خريدن عثمان و اظهار نمودن عثمان در وقت مُحاصره اين معنى را و گواهى خواستن از مردم بر اين معنى و شهادت مردم بر آن، احاديث بسيار و آثار بىشمار وارد است از آن جمله يكى آن است كه مذكور شد.
و ديگرى آنكه بغوى از بشير اسلمى روايت كرده كه چون مهاجران، مدينه را به قدوم شريف خود معمور ساختند آب آن را مكروه داشتند و مردى از بنى غفار عينى داشت كه آن را رومه مىگفتند كه مشك آب را از آن چاه به مُدّى مىفروخت، پس پيغامبر - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - به او گفت كه عين خود را به عينى از جنت بفروش. او گفت: يا رسول اللّٰه مرا و عيال مرا غير آن هيچ چيز ديگر نيست و چون خبر به عثمان رسيد به سى و پنج هزار درهم آن را خريد و اين بئر از آبار جاهليت بوده كه از براى قوم تُبّع از آن چاه آب