310از ابوسعيد خدرى - رضىاللّٰه عنه - مروى شده كه رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - به شهدا مىآمد و فرزندان و عيالان ايشان را تعاهد مىنمود، روزى با ابوسعيد خُدرى آمده گفت كه آيا نزد تو سدر هست كه سر خود را بشويم كه روز جمعه است [115 - آ] گفت آرى و سدر بر آورده به همراهى آن سرور به بُصه آمد، پس آن سرور سر مبارك خود را شسته، غساله آن را به آن چاه انداخت و اين چاه نزديك بقيع است در راه قبا و الزكوى 1بن صالح در محل اطمى كه آنجا بوده منزلى ساخته و چاه را از زينهها بنا كرده و حديقهاى را كه اين چاه در اوست شيخ خُدام، ريحان بدرى شهابى 2 بر فقراى صادر و وارد وقف كرده.
بئر بُضاعه
مشهور ضم موحده است كه و كسرش نيز منقول است و ضادش معجمه است و بعضى مهمله نيز گفتهاند و عينش مهمله است و در آخرش، هاست و اين چاه در غربى بئرحاء 3 است مايل به جهت شمال. به روايت صحيح از ابوسعيد خُدرى - رضىاللّٰه عنه - منقول است كه گفت: رسول را - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - شنيدم و حال آنكه به او گفته مىشد كه از براى تو از بئر بضاعه 4 آب مىآرند و حال آنكه چاهى است كه در آن گوشت سگان و خرقههاى حيض و گندگى مردم را مىاندازند، پس آن سرور - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - فرمود كه آب، پاك سازنده است هيچ چيز او را نجس نمىسازد و در روايتى الّا آنچه غالب شود بر بوى و طعم و رنگ او.
مروى شده كه آب دهان مبارك را به آن انداخته و به دست مبارك از آنجا آب كشيده و ايضاً مروى شده به روايت ثقات كه در حق او به بركت دعا كرده و در حديث ديگر آنكه در آنجا وضو ساخته و آب وضو را در آن چاه انداخته و در ايام با بركات سيد كاينات - عليه افضل الصلوات - مريض را به آب آن چاه مىشستهاند و عافيت مىيافته و در روايتى آنكه