267القدوم به نزول اقدام شريف آن را مُشرّف ساخته بود در قبلۀ مسجد است، ديگر بئر اريس است كه ذكرش خواهد آمد.
اما خبر مسجد ضرار آن است كه بيهقى در تفسير قوله تعالى: «وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِرٰاراً 1» از ابن عباس - رضىاللّٰه عنهما - روايت كرده كه جماعتى مردم از انصار مسجدى بنا كردند و ابوعامر به ايشان گفت كه شما مسجد خود را بنا كنيد كه من پيش قيصر، ملك روم مىروم و لشكر مىآرم كه محمد را و اصحاب او را بيرون كنم و چون فارغ شدند از بناى مسجد شان، نزد رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - عرضه داشتند كه ما از بناى مسجد خود فارغ شديم و دوست مىداريم اين را كه در آن مسجد نماز گزارى، پس حق - سبحانه و تعالى - وحى فرستاد كه:
«لاٰ تَقُمْ فِيهِ أَبَداً»
2
يعنى: اقامت صلات مكن در آن مسجد ابداً.
تا آنجا كه مىگويد:
«أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيٰانَهُ عَلىٰ تَقْوىٰ مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيٰانَهُ عَلىٰ شَفٰا جُرُفٍ هٰارٍ فَانْهٰارَ بِهِ فِي نٰارِ جَهَنَّمَ
3
»
يعنى: آيا آن كسى كه دين خود را بنياد نهاده است بر تقوى و طلب رضاى خدا بهتر است يا كسى كه بنياد نهاده است دينش را با ضعف قواعد و اوهن آن پس آن قاعدۀ سست ضعيف انداخته است [98 - ب] آن بنا را در آتش جهنم.
«وَ اللّٰهُ لاٰ يَهْدِي الْقَوْمَ الظّٰالِمِينَ»
4
.
يعنى: خداى تعالى راه راست نمىنمايد ظالمان را.
در روايتى آنكه چون نبى - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - از غزوۀ تبوك رجوع نموده به ذى أوان كه ميان آن و مدينه يك ساعت راه است نزول فرموده در شأن مسجد ضرار قرآن نازل شد. پس مالك بن الدّخشم و معن بن عدى يا برادر او عاصم بن عدى را طلب