199هيئت مربع و يك كُنج آن مربع بر خانۀ يكىاز بنى اسرائيل واقع شد وداوود - عليهالسلام - هر چند خريدارى كرد او ابا نمود و داوود - عليهالسلام - را بر خاطر عاطر گذاشت كه آن خانه را به هر وجهى از وى بگيرد. پس خداى تعالى وحى [68 - آ] فرستاد كه من تو را امر كردم كه براى من خانهاى بنا كنى و تو خواستى كه مغصوبى 1 را در آنجا در آرى و حال آنكه غضب 2 از شأن من نيست و عقوبت تو آنكه اين خانه را نتوانى بنا كرد. پس داوود - عليهالسلام - گفت: يا رب پس 3 از فرزند من و خداى تعالى دعاى او را اجابت نموده اين كار را به دست سليمان - عليهالسلام - تمام ساخت و چون ابى بن كعب اين قصه بر ايشان خواند، عباس گفت كه اين خانه را براى مسلمانان تصدّق كردم اما براى مخاصمت تو، نى.
و نيز در ميزاب اين خانه ميان عباس و عمر مخاصمت اتفاق افتاده و آن اين است كه از ناودان اين خانه عباس بر مسجد يا بر در مسجد آب مىريخت عثمان آن ناودان را از آنجا كند. پس عباس - رضىاللّٰه عنه - گفت: واللّٰه اين ناودان را در اين مكان ننشانده است الّا رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - به دست مبارك. پس عمر گفت كه واللّٰه اين ميزاب را در اينجا محكم نمىكنى الّا آنكه دو قدم 4 تو بر كتف من بوده باشد. يعنى قسم ياد كرد كه دو پاى خود [عباس] را بر دوش او نهاده بالا شود و ناودان را در جاى خود محكم سازد و موضع آن خانه. چنان كه از ابن عمر منقول است آن است كه در ما بين موضع استوانه مربعه است كه در يلى خانۀ مروان است و در موضع خانۀ مروان امروز ميضات 5 بابالسّلام است و اين استوانۀ مذكور پنجم، اساطين است از منبر شريف و در حريق آخر تربيع اين استوانه غريق بحر عدم گرديد.
اما اتّخاذ بطيحاء: به سند معتبر از سالم بن عبداللّٰه بن عمر مروى شده است كه عمر در ناحيۀ مسجد رحبهاى بنا كرد كه آن را بطيحاء خوانند و گفت هر كه لفظ خواهد يا انشاد شعر هوس نمايد يا خواهد آواز بلند كند بايد كه به سوى اين رحبه بيرون شود.