192
فصل پنجم:در درهايى كه رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - امر فرمود به سدّ آن و استثنا نمود از آن بابى را كه خواست
بدان كه در صحيحين بخارى و مسلم و غيرهما آمده كه رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - فرمود:كه «سدّوا الابوابالّاباب ابىبكر» يعنى:«بربنديد درهارامگر درابىبكر را.»
در روايت مسلم به جاى باب، خوخه است به فتح خاى معجمه و آن عبارت از تاقى است در ديوار كه براى روشنى گذارند و ممكن باشد از آن به پايان نظر كردن و اين قصه چنان كه ابن عباس - رضىاللّٰه عنهما - بيان نموده در مرض موت - رسول صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - از جُندب - رضىاللّٰه عنه - روايت كرده كه رسول را - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - شنيدم كه مىگفت قبل از موت به پنج شب و حديث را ذكر كرد.
از جملۀ احاديث يكى اين حديث بخارى است از ابو سعيد خدرى [65 - آ] - رضىاللّٰه عنه - كه رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - خطبه خواند و گفت كه خداى تعالى بندهاى را مخيّر ساخت ميان دنيا و ميان آنچه نزد اوست پس آن بنده اختيار كرد آنچه نزد اوست و ابوبكر گريست و ما از گريۀ او تعجّب كرديم و حال آنكه رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - آن بندۀ مُخيّر بوده و ابوبكر اعلم ما بوده و در آن خطبه فرمود «امن ناس على» يعنى:
منّتدارترين مردم بر من در صحبت خود و در مال خود ابوبكر است و اگر من غير پروردگار خود كسى را دوست مىگرفتم هر آينه ابوبكر را دوست مىگرفتم وليكن اخُوّتّ اسلام و مودت اسلام است