181برگشته دست مبارك بر وى نهاد و گفت اختيار كن يكى از اين دو را كه يا تو را بنشانم در جايى كه بودى تا مىبوده باشى در آنجا چنان كه بودى و يا آنكه بنشانم تو را در جنّت كه آب از انهار 1 جنّت مىخورده باشى و حُسن تو زياده مىشده باشد و ميوه مىكرده باشى و ميوۀ تو را اولياء اللّٰه مىخورده باشند و تو در آنجا مخلد مىبوده باشى و راوى زعم كرده كه از آن حضرت - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - مسموع شد كه مىگفت «نعم قد فعلت» دو بار پس از آن حضرت - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - پرسيدند. فرمود كه اختيار جنّت كرد و حسن بصرى - رضىاللّٰه عنه - هر گاه كه به اين حديث تحديث مىكرد، مىگريست و مىگفت كه چوبى از روى شوق به سوى رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - حنين و ناله مىكند و شما اولى و احقيد به آنكه مشتاق باشيد به سوى لقاى شريف آن سرور - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - و در بيان موضع اين جذع گفتهاند كه در يمين مصلّا به ديوار قبلى مسجد چسبيده بود در موضع كرسى شمع كه در يمين امام است.
و در روايتى آنكه بعد از آن به منبر انتقال فرمود آن جذع فرياد كرد و پاره شد ابى بن كعب او را گرفته [60 - آ] در آن زمان كه مسجد را هدم 2 كردند و لايزال نزد او بود تا آنكه كهنه و پوده 3 شد و در روايتى آنكه رسول - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - فرمود كه زمين را كندند و او را در آنجا دفن نمودند و در موضع دفن او چند قولى است يكى آنكه در تحت منبر دفن كردند، ديگر آنكه نزديك به منبر در جانب يسار او دفن كردند، ديگر آنكه در جهت شرقى منبر در خلف او، ديگر آنكه در موضعى كه در آنجا بود. و در آنكه صانع منبر كه بود و چه نام داشت نيز اختلاف بسيار كردهاند در قول اشهر آنكه مردى باقوم نام كه براى قريش بناى كعبه كرده بود اين منبر را راست كرد و باقول نيز گفتهاند بدل ميم به لام و اشبه اقوال به صواب آنكه ميمون نام داشت و قولى آنكه صباح نام غلام عباس - رضىاللّٰه عنه - اين خدمت را به تقديم رسانيد و بعضى گفتهاند كه نام غلام، كلاب بود و قولى آنكه صانع منبر، مينا، نام غلام زنى از انصار بود.