107است آنچه مروى شده است كه مردى هر صباح و بيگاه مىآمد و زيارت قبر اطهر مىكرد و صلوات مىفرستاد و در آن باب مبالغه مىنمود تا آنكه امام زينالعابدين زجر نمود و حديث مذكور از پدر 1 خود بر وى خواند و موافق اين است آنچه از امام مالك - رحمةاللّٰه - خواهد آمد مكروه داشته 2 است اكثار وقوف را مطلقاً يا در حق كسى از سفرى نيامده باشد و يا حمل كنيم بر آنكه آن شخص مبالغه مىنمود در نزديك ايستادن به دخول در آن فرجه پس اعلام نمودند كه سلام، از هر كجا كه باشد مىرسد و به اين گستاخى و جرأت حاجتى نيست و از امام زينالعابدين - عليهالسلام - مروى است كه هرگاه كه به سلام كردن آمدى نزد استوانهاى كه در يلى روضۀ شريفه است ايستادى و سلام كردى و گفتى اينجا سر آن حضرت است - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - و مطرى گفته كه از اين موقف سلف بود پيش از ادخال حجرۀ منيفه به مسجد شريف و گفتهاند پيش از ادخال حجرة شريفه به مسجد شريف مردم دَرْ دَرِ حجره ايستادندى و سلام كردندى و در حجره را نمىپوشيدند تا مادامى كه عايشه زنده بود و در معنى حديث «لا تجعلوا قبرى عيدا».
حافظ منذرى گفته كه احتمال دارد كه مراد از اين حديث حث و تحريض بوده باشد بر كثرت زيارت يعنى قبر مرا همچو عيد نسازيد كه در سالى يك بار زيارت كنيد و در ساير اوقات اهمال نماييد و تأييد كرده اين معنى را به تتمۀ حديث «لا تجعلوا بيوتكم قبوراً» يعنى خانههاى خود را همچو گورستان نسازيد كه نماز نمىكرده باشيد در آنجا و سبكى - رحمةاللّٰه - گفته كه [28 - آ] و احتمال دارد همچو عيد نسازيد به كثرت عكوف 3 و وقوف و اظهار نيّت و اجتماع عام و غيره از امورى كه در عيدها معتاد و معروف است بلكه زائر بايد كه به سلام و دعا آيد و بعد از فراغ مُنصرف شود.
اما نذر كردن زيارت: قاضى ابن كج 4 از اصحاب شافعيّه گفته كه هرگاه كه نذر كند كه زيارت قبر اطهر آن حضرت - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - نمايد نزد من آن است كه او را وفا لازم مىشود وجهاً واحداً، و در غير آن حضرت - صلىاللّٰه عليه وآله وسلم - دو وجه است و