65به وسيله تو به خداى خويش متوجه مىشوم تا حاجتم را برآورده كنى. خدايا! او را شفيع من قرار بده. 1ابن حنيف مىگويد: «به خدا قسم ما متفرق نشده بوديم و مشغول سخن گفتن بوديم كه ديديم آن مرد وارد شد در حالى كه هيچ اثرى از نابينايى در او نبود». 2در اين حديث، رسول خدا(ص) به مرد نابينا و همۀ كسانى كه پيرو آن حضرتاند، مىآموزد تا پيامبر(ص) را واسطۀ ميان خود و خدا قرار دهند و از خدا بخواهند تا پيامبر را به عنوان شفاعتكننده بپذيرد.
بنابراين، توسل به پيامبر(ص) به منظور برآورده شدن نيازها جايز است. بدون شك اگر چنين كارى درست نبود، پيامبر(ص) هيچگاه اينگونه دستور نمىفرمود. زيرا ايشان هرگز به كارى كه مورد رضايت خدا نباشد فرمان نمىدهد.
آرى، اين همان توسل به اولياى الهى در پيشگاه خداوند است. آيا كسى از اهل سنت مىتواند بگويد، مرد نابينا شرك ورزيده و رسول خدا فرمان شرك به او داده است.